روز معلم مبارک...

 

دقت کردین که آدما چقد عوض میشن؟؟؟
ما همه مون همون آدمایی هستیم که وقتی مدرسه می رفتیم از دادن هیچ فحش و نفرینی به معلمامون دریغ نمی کردیم . اونا رو با شخصیت های خبیث کارتونی مقایسه می کردیم. از روبرو شدن با اونا می ترسیدیم.
.
.
اما حالا نمیدونم چی شده که تو فضای مجازی مهربون شدیم و مرتب روزشونو بهشون تبریک میگیم و از زحماتشون یاد می کنیم.؟؟
نمیدونم چی شده! گذر دوران ما رو عوض کرده یا افزایش سن ما رو عاقل تر؟؟
معلما تو مملکت ما از زحمتکش ترین قشرها هستن.
معلما همونایی هستن که دکترا و مهندسا و بازاریا و سرمایه دارا رو تربیت کردن...
معلما همونایی هستن که فرماندارا و استاندارا و وزیرا و رئیسا رو تربیت کردن...
معلما همونایی هستن که هرچی اعصاب داشتن تو مدرسه خرج کردن و الان بزرگترین بیماری که تو سالهای بازنشستگی منتظر اوناست بیماری اعصابه!
بیاین تو روز معلم براشون دعا کنیم ...
دعا کنیم که زحماتشون نادیده گرفته نشه!
دعا کنیم که همیشه سالم و پر انرژی باشن!
دعا کنیم که همیشه لبشون خندون باشه!
روز معلم مبارک

دلم می گیرد...

دلم می گیرد آن هنگام...
که می دانم دلت از دست من شاکی است...

 

دلم می گیرد آن لحظه...
که می فهمم دلت سرشار از غم هاست...

 

دلم می گیرد آن روزی که می بینم...
ز چشمانت قطار اشک می آید...

 

دلم می گیرد از سردی...
دلم می گیرد از لرزش...
زمانی که به آغوشم سپاری دست و بازویت...

 

و آه ای کاش...
این ساعت بگیرد سرعتی دیگر...
.
.

و هر چه زود پایان یابد این دفتر...

 

بپیچد ناله ای در شهر...
برآید صحبت آخر...
که ای عشقی که رنجیدی...
ازم بگذر....
ازم بگذر...

 

آغوش بگشا...

آغوش بگشا و مرا جا کن در آغوشت


هرگز نخواهم کرد یک لحظه فراموشت

 

هر شب زنم فریاد و گویم دوستت دارم


جانم فدای خنده های ریز و خاموشت

نمیدانم!

سرت بر سینه ام بود و نگاهت توی چشمانم

چشیدم طعم لب هایت ، فنا کردی تو ایمانم

 

در آغوشت کشیدم باز تا گویم تو را : ای عشق

چه آوردی به روز من؟؟ نمیدانم! نمیدانم!

در نگاهت چیست؟؟

طعم لبهایت عسل ، خندیدنت شهد و گلاب

می کنی با عشوه هایت دین و دنیایم خراب

 

در نگاهت چیست که آتش زند بر جان من

در فراقت می کشم هر لحظه دریایی عذاب

 

 

فدای تو...

خودم دیدم که چشمانت درخشید

خودم دیدم که لبهای تو خندید

 

فدای قد و بالایت شوم من

که گیسوهای تو درباد رقصید

صبح

 

صبح سـلام می کند ، مـا چـــه جـواب گفته ایم؟

صبح دوباره قد کشید ، هـان کـه هنوز خفته ایم!

 

صبح گذشت و ظهر شد،ظهر گذشت و شام شد

گـردش روزگـار بیـن . مـا به چه سمت رفته ایم؟

یلداتون مبارک...

یلدای امسال را خیلی دوست دارم...
نه به خاطر رسم و رسوم...
نه به خاطر هندونه و انار...
نه به خاطر آجیل...
و ...
یلدای امسالو دوس دارم چون قراره توش یه اتفاق خوشکل بیفته...
اتفاقی از جنس دیدار...
از جنس گپ و گفت...
از جنس صمیمیت...
از جنس خنداندن و خندیدن...
از جنس لذت بردن از لحظه ها...
یلدای امسالو دوس دارم چون قراره شب یلدار و تو دنیای حقیقی باشیم و خوش بگذرونیم
نه اینکه تو دنیای مجازی که حتی خیلی از آدماشو ندیدیمو نمیشناسیم وقت بگذرونیم...
امشب قراره موبایلامونو بگذاریم کنار و به جای رد وبدل کردن پیامایی که حتی یک درصدشونم مال ما نیست...حرف دل ما نیست، با دوستامون خوش باشیم.واقعی واقعی...
امشب قراره بجای اینکه بشیم دلال این پیامای تکراری بشیم همدم دلای انسانی...
بیاییم برای یک شبم که شده حقیقی وقت بگذرونیم ...
بدون کپی و فوروارد و شیر و ...
بیایم خاطرات خوش دیگران رو کپی کنیم...
خاطرات خوب خودمونو واسه دوستامون فوروارد کنیم...
انسانیت ها رو لایک کنیم....
و واسه هم لبخند بفرستیم...
لبخندی واقعی از جنس خودمون...
لبخندی از لب و چهره خودمون نه اون شکلکها و استیکر های مسخره که دنیای ما رو تسخیر کرده.
یلداتون مبارک...

جشنواره عکس استانی سالمندان

نخستین دوره همایش عکس استانی سالمندان در هفته سالمند و نهم مهر ماه بمناسبت روز جهانی سالمند برگزار شد.

2 نمونه از آثار اینجانب به عنوان اثر برگزیده در نخستین جشنواره عکس استانی سالمندان انتخاب شد.

 

پس نداد و رفت...

آخر دوای درد مرا پس نداد و رفت

درمان روی زرد مرا پس نداد و رفت

 

اشکم چو دید خنده تلخی زد و گذشت

تاوان اشک سرد مرا پس نداد و رفت

 

در خود شکستم و فریاد من سکوت

دادِ دل تمام مرد مرا پس نداد و رفت

 

کل و جود مرا او به دست داشت

یک ذره گَرد مرا پس نداد و رفت

 

در شوق او شب و روزم به جنگ شد

پاداش این نبرد مرا پس نداد و رفت

 

دردم ز اوست و درمان من هم او

آخر دوای درد مرا پس نداد و رفت

پایانی به غیر از مرگ...

خدایا عشق در مانی به غیر از مرگ می خواهد*
و عاشق نیز پایانی به غیر از مرگ می خواهد

من از مردن نمی ترسم ولی این رسم دنیا نیست
دل پردرد سامانی به غیر از مرگ می خواهد

گناه عاشقی کم نیست،اما حرف من این است:
دل عاشق هم آژانی به غیر از مرگ می خواهد

در این دنیا بهای عشق هم بالاست ای ساقی
و عاشق نرخ ارزانی به غیر از مرگ می خواهد

که راه عشق راهی پر ز خیزان ها و افتان هاست
و اما عشق افتانی به غیر از مرگ می خواهد

سرانجامم شود اکران به روی صحنه دنیا
و عاشق نیز اکرانی به غیر از مرگ می خواهد.

 

* مصرع اول متعلق به دکتر فاضل نظری می باشد.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

ای به قـربـان صفـایت یــا علی موسی الرضا (ع)
جـان مـن بـاشد فدایت یا علی موسی الرضا (ع)

بــا تمــام جـان زبـان گشتم ، شدم لـبـریـز اشک
می کنم از جان صدایت یا علی موسی الرضا (ع)

مـن کـجـــا و ذره ای از لـطـف بـــی پــایــانـتـــان
ضامنم شو به خدایت یــا علی موسی الرضا (ع)

ایـن دلـم پـروانه گشته میـل مشـهــد مـی کنـد
می کشم پر در هوایت یا علی موسی الرضا (ع)

کن به من لطفی و نطقم بـازکن جـان جــواد(ع)
دائمـا گـویـم ثنـایـت یــــا علی موسی الرضا (ع)

عباس حاتمی 28 مرداد 94

فریاد مولا تا همه دوران بلند است

امشب صدای ناله طفلان بلند است
فریاد واویلا ز نخلستان بلند است

گشته حسین و مجتبی ، زینب پریشان
امشب حدیث حلقه و دامان بلند است

حتی گرفته آسمان رنگ سیاهی
امشب صدا از کلبه ی احزان بلند است

امشب علی گفتا:مدارا کن اسیرم
بین تا کجاها بخشش ایشان بلند است

فزت و رب الکعبه را فریاد سرداد
فریاد مولا تا همه دوران بلند است

اختلاس!

 

ای هر آنکس که نمودی اختـلاس        بـر تــو دارم بــس درود و بــس سـپـاس 

هیـچ کـاری بهتر از کـار تو نیست        بــا پــرسـتـیـژ ، پــردرآمــــد ، بــا کـلاس 

من خلم که می خورم نان حــلال        زیـن سبب هستم همیشه آس و پـاس 

خوش به حالت برده ای پول کلان        من ندارم پول خشتک دوزی و پول لباس 

                         گـفتــم ایـنـهــا را بـدان دزد عـزیـــــز  

                         که هر آنچه برده ای تو ، واسِ ماس

                                    

اشک و باران...

 


شیشه را باران شست...

دل من تنگ تو بود...

اشک من نیز چکید...

اشک دلتنگی من را هم شست...

اشک و باران چه زلال است عزیز...

بی سبب غصه مخور ، گریه مکن ، اشک مریز...

دین فروش!

شب چو از راه رسد ، چشم چو تاریک شود          چشم دل را بگشا تا نفست نیک شود

کس مرنجـان به زبـانت که جهــان هیچ نباد          پلک بر هم نزدی مرگ تو نـــزدیک شود

وای بـر آن دل آشفـتـه کـــه در ایـن دنـیــــا           بـا سر سـوزن زر نیـز چو تـحریک شود

دست و پا می زند او تا که رسد بر شـهرت           مثـلا رتبــه یــک تــوی الـمـپـیـک شود

پیش آنکس که فزونی کندش مـال و منـال           خم شود ، گردن او نیز چه باریک شود

بـا پشیــزی کــه رسـد بـهــره به او از دنیا            دین خود را به فروش آرد و لاییک شود.

عشق می کنیم!!

با این همه گـرانی نـان عشــق می کنیم          با هرچه هست،سود و زیان عشق می کنیم!

فرقی نمی کند که سوار چــه می شویم          با بــنــز و اســب و ژیـــــــان عشق می کنیم!

در صبح وقت کار و به شب وقت خواب نیز          مـــا بــــــا تــمــام تـــــــوان عشق می کنیم!

ما عاشقیم. فرق ندارد کـه شـرق و غـرب          با گوشه گوشه های جهان عشق می کنیم!

سـن و قیــافه و تیـپش مـهـــم که نیست          با زشــت و پـیـــر و جــــوان عشق می کنیم!

از بـس کـه عاشقیم خجالت نمی کشیم          ما در نــهــــــــان و عــیــــان عشق می کنیم!

                                        گاهی خیال زده هستیم و توی خواب        

                                         مانند چند تا خلبان عشق می کنیم!

مذاکره؟!

با اشــتون و کـری و زری مـا نشسته ایم          از بـس که گفته ایم و شنیدیم خسته ایم

از سالها نشست و نشستن چه سود که          طرحــی نـداده ایـم و طرحــی نبسته ایم

دیـــــوار حــــرف زور و دیــــــوار قـلــــدری          سدی به نام غرب را زهم ما گسسته ایم

حـتــــی غـــرور تــمــــــامی قــلــــــدران          مــا هـیـبـت تــمــام بـتــان را شکسته ایم

                                  بــا منتها الیـه تـلاش و تـوانـمان

                                 ما صاحب فناوری پاک هسته ایم

شرمنده حاجی ام که بارش سنگین!!

شرمنده ی کارگر که کارش سنگین!

شرمنده ی بیکار که عارش سنگین!

 

سوغات برایمان چه آورده؟ چنان

شرمنده ی حاجی ام که بارش سنگین!

شرمنده ام!!

شرمنده ی آن سرم که مویش هیچ است!

شرمنده ی مهره ام که یارش پیچ است!

 

من درس نمیخوانم و دائم هستم

شرمنده ی استاد که کارش teach است!

روز دختر مبارک!!

 

روز دخـتـر آمـــــده ، دنـیـــا بــه کــــــام دخــــتران        هر چه خوبی هست هم ، یکجا به نام دختران!

گرچه تابستان هوا گرم است اما چـاره چیست؟        بــرف هـم از تــرس خـود ، بـــارد به بام دختران!

یک سبـیـــل پــهن دارد ، هیکلش لنگه در است        طفـلکی او هـم ز تــرسش گــشتـه رام دختران!

کلــــهـم انــدر رژیــم انــد و بـه فـکـر هـیــکل انــد        من نــمی دانـم چــه بــاشد قـوت شام دختران!

بانـک هـا امـا نمـی تـرسنـد و خیـــلی بی خیال        مـی کنـنـد امــــــروز و فــــــردا بـهــر وام دختران!

هرکسی رنـد است و خیلی ادعـایش می شود        مــطـمـئـنـا مـــی شــود یــــک روز خام دختران!

دوستـی مـی گفـت اینــها جـای خود اما که من        آرزویــم ایـــــن بـــــود : افــتــــــم به دام دختران!

بگیرید!!

 

تپل ، لاغر و چاقش را بگیرید

تمام پول و مالش را بگیرید

 

هرآنکس باعث این اتفاق است

به جان عمه حالش را بگیرید.

برایت دعا می کنم...

برای کسی که لایق بیشتر از اینهاست...

برایت دعا می کنم تا چو گل وا شوی          درون دلـــــــم تــا ابـــد جـــا شـــوی

برایت دعا می کنم تا شقـــایق شوی          تو هم مثل من سخت عاشق شوی

برایت دعا می کنم تاکه سوسن شوی          ستــــاره شوی ، بـاز روشن شـوی

برایت دعا می کنم تا شوی اطـلسی          به دادم رســی لحظـــه بــی کسی

برایت دعا می کنم تا که سنبل شوی          شـوی مـرغ عشـقـم تو بلبـل شوی

برایت دعا می کنم تا که میخک شوی          عــزیزم کـه هستی ، عزیـزک شوی

برایت دعا می کنم تا که نرگس شوی          شـوی مــرهمم ، یار و مونس شوی

دعا می کنم تا شـــوی یــــاســمـــن          بمــانـی همیشه گــــل یـــــاس من

 

                           دعا می کنم شمـعـدانـــــی شــــوی

                           و تا عــاقـبـت جـــــاودانـــــی شــــوی

مرگ بر آمريكا...

ساپورت فروش :مرگ بر آمريكا !

فرزند به دوش :مرگ بر آمريكا !

مشتاق گزينه هاي روي ميزيم

پر جوش و خروش،مرگ بر آمريكا!

با نعره و فرياد همه مردم ما

"كَري" شده موش ،مرگ بر آمريكا!

سبد لالا!!

با یــک سبـد پـــر به عیــادتـــم بیا!          با ذکر "سبد سبد" به یادتم بیا!

اکنون که مریض تو شدم یـادم کن          با یـــک سبـد پـــر به عیادتم بیا!

پاورقی۱:عزیزانی که سبد تحویل می گیرند خوب دقت کنند که سبد دریافتی بدون هرگونه عیب و نقصی از قبیل سوراخ بودن پارگی و یا پوسیدگی باشد.سبد تحویل داده شده به هیچ عنوان تعویض و یا پس گرفته نمی شود.

پاورقی ۲ : از کالای دریافتی نیز بازدید فرمایید تا خدای ناکرده مرغ تحویلی نر نباشد و یا اینکه حتما تخم های تحویلی نطفه دار بوده و برنج تحویلی هم از ده کیلو تجاوز نکند که دین دولت محترم بر گردن شما نباشد.

پاورقی ۳ و آخریش : عزیزان توچه داشته باشید که به محض رسیدن به منزل سبد دولت رو پس بدهید چون برای دفعات مکرر بعدی هم بهش نیاز دارند.

رمقي نيست مرا خسته شدم...

رمقي نيست مرا خسته شدم

خسته از خوردن و خوابيدن مفت

خسته از هرچه شنيديم و گفت

خسته از بخت سياهي كه نخفت

...

رمقي نيست مرا خسته شدم

خسته از آنچه نبرديم و برد

خسته از ديو گراني كه نمرد

خسته از نان كلاني كه بخورد

...

رمقي نيست مرا خسته شدم

خسته از داشتن مال زياد

خسته از ابر و مه و خسته ز باد

خسته از اين دل شاد

...

رمقی نیست مرا خسته شدم

خسته از رشوه خوری های رئیس

خسته از قصه دزدان و پلیس

خسته از پوشکم و خشتک خیس

...

ادامه دارد...

جیگریه جیگر!

بهترین قوت و غذا در این زمانه جیگر است

جای او محفوظ در یخچال خانه جیگر است

در خیابان هم فراوان گشته این کالای بیست

عشق من و عشق تو بی چانه مانه جیگر است

من و تو سهل است حتی هر سفیر و هر وزیر

تیر خود آماده کرده چون نشانه جیگر است

مدعی گوید که بابایم نود سالش فزون

بس بهانه دارد او - اول بهانه جیگر است

در شلوغی خیابان گر به هر جا بنگری

مثل یک حلوای تر هر سو روانه جیگر است

روزها می بینمش حسرت فراوان می خورم

چون که بعد از آن همه فکرم شبانه جیگر است

رستم و اسفندیار و زال جای خود ولی

در خیال ما جوانان جاودانه جیگر است

نشانه لغو تحريم ها!!!!

آقا تحريم ها لغو شد.اينو من خودم نميگم. دلايلش رو تو عكس زير مي بينيد:

 


اما دلايل من:
1- آب ارزون شده كه قبض ميارن دوهزار ريال!!!!!
2- كاغذ ارزون شده كه قبض چاپ ميكنن دوهزار ريال!!!!
3- اشغال زايي شده اصلا .چاپ و پخش قبض دو هزار ريالي!!!!
شما دوستان هم ميتونيد دلايلتون رو بيان كنيد.خوشحال ميشم.شايدم اصلا من اشتباه فكر مي كنم و موضوع چيز ديگه اي هست.شايد!!!

بخند به روي دنيا دنيا به روت بخنده...



من بي خود و بي سبب به او مي خندم                  اندر  سحر و غروب و شب مي خندم

سوژه  كه  اگر جلو  رود  حرفي  نيست                  من پشت سرش و در عقب مي خندم

هر   بار   كه   سوتي   قشنگي   بدهد                  نيشم شده  باز  يك   وجب مي خندم

در مجلس مايه دار  و خش تيپ  و  خفن                 گر جوك  شنوم  چه  با ادب مي خندم

گر   حرص   كنم  ز  كار  بي  مزه ي  او                    لب  مي گزم و چه با غضب مي خندم

                                        گر يار ببينم كه دگر هيچ نپرس

                                      فكم شده باز و با طرب مي خندم

**همچنين جناب شيخ پشم الدين تلخي عزيز نيز فرمودند:


از  گندي  كه  اينها  زده اند،  با  گريه                      با  احمد  و  افشين  و  رجب  ميخندم !
 
** و همچنین جناب آقای علیرضا رضایی عزیز(خرنامه) نیز فرمودند:
 
من  وقت  گرفتن  طلب  مي خندم !                           بر كار  تو  از  جلو  ،  عقب  مي خندم !

ما ز بالاييم و بالا مي رويم!!

 

"مــــــا ز بــــالايــيـــــم و بـــــالا مـــــي رويــــــم"          مـــــا هــمــيــــن اكنـــــــــون و حـــالا مي رويم


تـــو بــه هـــرجـــايـــي بــرو كــه پـــــول هــسـت          مــــا پــي نـــــســــريــــن و لــــــيــــلا مي رويم


 

شــنبـه و يــــكشـنبـه و بـاقي همـه مـال شـمــا          مــــا فـقـط در روزهــاي جــمــعـــه ملّا مي رويم


ما نمـــاز جــمــــعــه را در روز شــنــبــه پـــا كنيم          از بـــراي خــوانــدنــش ســوي مــصــلّا مي رويم


ما اگــر كــان + ديد شوراها و مجلس مي شويم          بــــا قســـــم هـــــاي دروغ بــالله والله مي رويم


 

واي بــــر حــال شمــا كه تــــوي چــادر مي رويــد          خوش به حال ما كه هر شب توي ويلا مي رويم


گر كه مي بيني بسي سرخوش شدم عيبم مكن          چـــون هــر آنـجـــا گفته ام را توي لا لا مي رويم

 

***و همچنین شیخ پشم الدبن تلخی عزیز نیز فرمودند:

عــــاقــبـــت تيــــري زنــم بـر خود ز دسـت روزگـار          خـستـه و نـــالان بســوي حــق تـعالي مي رويم !