جیگریه جیگر!
بهترین قوت و غذا در این زمانه جیگر است
جای او محفوظ در یخچال خانه جیگر است
در خیابان هم فراوان گشته این کالای بیست
عشق من و عشق تو بی چانه مانه جیگر است
من و تو سهل است حتی هر سفیر و هر وزیر
تیر خود آماده کرده چون نشانه جیگر است
مدعی گوید که بابایم نود سالش فزون
بس بهانه دارد او - اول بهانه جیگر است
در شلوغی خیابان گر به هر جا بنگری
مثل یک حلوای تر هر سو روانه جیگر است
روزها می بینمش حسرت فراوان می خورم
چون که بعد از آن همه فکرم شبانه جیگر است
رستم و اسفندیار و زال جای خود ولی
در خیال ما جوانان جاودانه جیگر است
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 8:28 توسط
|
این وبلاگ به هیچ گروهی وابسته نیست.