آغوش بگشا...

آغوش بگشا و مرا جا کن در آغوشت
هرگز نخواهم کرد یک لحظه فراموشت
هر شب زنم فریاد و گویم دوستت دارم
جانم فدای خنده های ریز و خاموشت
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 10:50 توسط
|

آغوش بگشا و مرا جا کن در آغوشت
هرگز نخواهم کرد یک لحظه فراموشت
هر شب زنم فریاد و گویم دوستت دارم
جانم فدای خنده های ریز و خاموشت
چشیدم طعم لب هایت ، فنا کردی تو ایمانم
در آغوشت کشیدم باز تا گویم تو را : ای عشق
چه آوردی به روز من؟؟ نمیدانم! نمیدانم!
می کنی با عشوه هایت دین و دنیایم خراب
در نگاهت چیست که آتش زند بر جان من
در فراقت می کشم هر لحظه دریایی عذاب
خودم دیدم که لبهای تو خندید
فدای قد و بالایت شوم من
که گیسوهای تو درباد رقصید