معلم پدر دوم

معلمم دمت گرم!!

به مناسبت فرا رسیدن میلاد حضرت علی (ع) و گرامیداشت روز پدر در حالی که به معلم پدر دوم هم نیز میگن دست به کار شدم و ایکس شعری رو با موضوع معلم نوشتم که امیدوارم مورد پسندتون واقع بشه.

خدایا زنده دار آموزگاری

که نمره میدهد ماست و خیاری

به هرکس می رسد از راه و خسته

معلم می کند امداد و یاری

چو دورانش رسد این امتحانات

اتومات می کند خدمت رسانی

همه دانند کارش سوخت و سوز است

نیازی نیست به تکه پرانی

معلم اهل این دنیا نباشد

همی باشد فضایی . آسمانی

دعا کن بهر او هرجا که هستی

خصوصا در میان روضه خوانی

زیارت می روی یادی ز او کن

بکن از جانب او گریه زاری

خدا هرگز نصیب او ندارد

مصیبت یا ملامت یا که خواری

همی دارم به یاد خود دقیقا

نوازشها که می کرد او زمانی

معلم من تو را هم دوست دارم

به سان زنگ ورزش نه ریاضی

خدایا این معلم بس عزیز است

نصیب او نباشد زن ذلیلی

خدا  یارانه اش افزوده گردان

که وضع او نباشد خوب خیلی!

دلش نرم است و خیلی مهربان است

نبین آن ترکه و آن چوب و سیلی 

از این پس باش تو ارباب بنده!

ارباب من ...

غلام همت آن نازنینم

که بار خویش بی روی و ریا برد

به قربانش شوم آن نازنین خر

دلم نشکست و بارم بارها برد

همان روزی که من روی تو دیدم

سرم خوش گشت و روحم تا کجا برد

گمانم تو همان گم گشته بودی

که شوق وصل تو تا ابرها برد

تو خیلی سرتری از آن رفیقی

که با مکرش مرا تا قهقرا برد

تو را من دوست می دارم چرا که

وفای تو مرا تا ناکجا برد

خدا لعنت کند آن ناجوانمرد

که پای ناز تو در خارها برد

صدای عرعرت لالایی من        تو پا بگذار در تنهایی من

تو را من دوست می دارم به شدت        یکی.دوتا.سه تا نه بی نهایت

از این پس باش تو ارباب بنده        برای من بیاور شور و خنده

فقط بار مرا سنگین مکن عشق        به شلاقت مرا غمگین مکن عشق

 

تجارت!!

وای! حالا یکی بگیره منو...

دلت دارد هوای پول بسیار

برو دنبال کارت مرد هشیار!

مگر در این زمانه شغل موجود

بس و کافی به اندازه به مقدار!

اگر داری به سر فکر تجارت

بباید من دهم بهر تو هشدار!

تجارت کار بنده کار تو نیست

سر خود را به کار خویش خوش دار!

من وتومی خوریم آبدوغ و نعناع

ولی تاجر خورد سوشی و خاویار!

اگر قصدت ترقی و صعود است

برو شو با یکی سرمایه دار یار!

فقط بپـــــــا کلاهت بر ندارد

که فردا می کنندت بر سر دار!

خوش تیپی!!!!

خوش تیپ
خوش تیپ

جدیدا که نه ولی مدتی است که هرکس با هر چهره و تیپی که عشقش می کشد می گردد و شدیدا هم احساس خوش تیپی می کند. البته این موضوع به ما هیچ ربطی ندارد. یا به قول شاعر "صلاح مملکت خویش خسروان دانند".

بنشین و دمی تفکری کن

در کار خودت تدبری کن

تو اشرف خلق روزگاری

سینه به جلو تکبری کن

کت شلوار بپوش و ادکلن زن

رودست به یاس و نسترن زن

آن عینک دودی گرانت

بردار و به چشم خویشتن زن

آن کفش قشنگ مشکی ات را

پا کن و لگد به بخت من زن

مویت تو فشن و وزوزی کن

چشمک به پری به یاسمن زن

بر دار تو زیر ابرویت را

طعنه به جماعتی ز زن زن

بر صورت خود بریز هر رنگ

تو نقش به قالی و چمن زن

بنداز به گردن خودت بند

جفتک به زمین و آسمان زن