کی شاد شد؟؟

خیلاتی خوشبخت عید فطر را به شما تبریک می گوید

عید فطر آمد ولی کی شاد شد؟

با حقوق آبکی کی شاد شد؟

با گرانی با تورم یا که با

قول های کشککی کی شاد شد؟

عید آمد بچه ها روشن شدند

لیک غیر از بچه ها کی شاد شد؟

عید آمد باقلوا تعارف نما

وای که با پشمکی کی شاد شد؟

بچه ها بهر دل بابا همه پشتک زنند

تو بگو با ملّق و با پشتکی کی شاد شد؟

من که خود یک دلقکم ، مستم ،سراپا شادیم

تو بگو با انتری و دلقکی کی شاد شد؟

مرغ در بورس!

قابل توچه بورس بازان /سرمایه گذاران و مایه داران محترم

به دنبال داغ شدن بیش از حد بازار مرغ به زودی سهام مرغداری های کل کشور در بورس عرضه خواهد شد.

البته در پی اعلام این خبر خروسها به خیابانها آمده و با آتش زدن سطل های آشغال اعتراض خود را بیان نمودند.

نماینده محترم خروسهای شورشی دلیل این اعتراض رو اینگونه بیان کرد:"آقا ما بد بخت شدیم.آقا ما بیچاره شدیم این چه کاریه از روزی که قیمت مرغ بالا رفته دیگه از ما حرف شنوی ندارند.بدون اجازه از لونه خارج میشن. شما هیچ میدونی از اون موقع تا حالا من خروس بدبخت چقدر پول صورتحساب تلفن خانم مرغو دادم؟میدونی روزی چند ساعت تو اینترنت میگرده ؟تازه خبر نداری خانم با دوستاش برنامه ریزی چند تا مسافرت داخلی و خارجی مجردی هم کرده دیگه کلاسشون به ما نمیخوره میخوان برن با خروسهای خارجی دمپر بشن"

اینها همان مرغ هایی هستند که به خاطر یکی دوتا تخم هیکل خودشونو به هم نمیزدن و از لبنیاتی سر کوچشون تخم مرغ می گرفتند. اما حال با بالا رفتن قیمت مرغ و تخم مرغ با خروس ها دست به یکی کرده و هرچی میتونن تولید ملی خودشونو بالا می برن تخم میگذارند.وقتی هم که پیر شدن و آفتاب لب بوم شدن تازه قیمتشون بالاتر هم میره چوتن هم آماده شدن و هم سنگینتر شدن!

حالا شما عزیزانم برای یک بار که شده به حرف من متوهم خیالاتی گوش کنید و سرمایه تون رو در راه این حیوان افسانه ای به کار ببندید.

خیالاتی خوشبخت

مرغ نامه!!

حالا که دیدم تمام طنزپردازان و ادبا دست به قلم برده و درباره مرغ می نویسند منم از اونجایی که می خوام خودمو به خیل عظیم این عزیزان بچسبونم مرغنامه ای رو تقدیم محضر مبارکتون می کنم:

دارم از کاکل سرخت گله چندان که مپرس!        که چنان از تو شدم بی سر و سامان که مپرس!

همسرم گفت:یکی دو سه کیلو مرغ بگیر        گفتمش گشته گران در همه ایران که مپرس!

باز شد فک ضعیفه به مثال تمساح        و تعجب زده شد وااای فراوان که مپرس!

تلوزیون صحنه های خوردن مرغ را در تلوزیون پخش نکند!

تخلیه فاضلاب رایگان!

سلام. چند سال قبل که توی یه محله قدیمی زندگی می کردم صبح از خواب پا شدم که برم نون بگیرم که یه متن خوش خط و خوش رنگ روی دیوار خشتی همسایمون دیدم:"تخلیه فاضلاب رایگان/تلفن 09بوق****"

چند روز پیش یکی از دوستان داشت صحبت می کرد که چاه فاضلاب خونشون پر شده و دنبال یکی می گشت که ارزون بگیره! منم درجا اون خاطره چند سال پیش واسم تداعی شد و گفتم مرد مومن من یکی رو می شناسم که اصلا ازت پول نمیگیره.

این دوست منم که خیلی تعجب کرده بود هرچی من بالا و پایین رفتم و قسم دنیا و آخرت و ننه و بابا و خاله و... رو براش خوردم باورش نشد که نشد.منم از این رو رفتم دنبال اینکه ادعام رو نه تنها به دوستم بلکه به همه اون بدبختهایی که جونشون رو واسه فاضلاب قسم خورده بودم ثابت کنم.به همین دلیل پس از سالها به محله قدیمیمون برگشتم که البته حالا دیگه شباهتی به بافت قدیم نداشت(به لطف انبوه سازان محترم،شهرداری محترم و سازمان میراث فرهنگی شهرمون).

پس از مدتها جستجو خونه قدیمی خودمون رو با هزار مکافات پیدا کردم ولی تلاش بنده در پیدا کردن اون دیوار خشتی بی فایده بود.منم خسته و درمانده و از همه جا نا امید با دهان روزه توی یه سایه کوچیک نشستم و به ضایع شدن خودم فکر می کردم که ناگهان به فکر ناقصم رسید بهتره حالا که بافت قدیم جای خودشو به خونه ها و آپارتمان های نوساز داده برم بالا شهر و دنبال همون شماره سحرآمیز بگردم.

خلاصه واسه اینکه زیاد روی اعصابتون پیاده روی نکنم و واسه تن نحیفم فحش بخرم سخن کوتاه می کنم که :

در مراجعه به مناطق اعیانی نشین تازه به ذهنم رسید که این مناطق نیز دارای شبکه فاضلاب شهری می باشند و دیگر هیچ انسان عاقلی دنبال تخلیه فاضلاب پولی هم نیست چه برسد به رایگان!با هزار ناامیدی این منطقه را نیز ترک کردم.

در راه بازگشت به منزل روی دیوار خیابان اصلی و مرکزی شهر همان عبارت را که حالا دیگر برای من حیاتی شده بود دیدم و از خوشحالی هوراااا کشیدم.سریعا شماره تلفن را یادداشت کرده و به سمت منزل دوست گرامی عازم شدم.بنده خدا که حالا دیگر مجبور به پذیرفتن ادعای من شده بود فورا با شماره مکشوفه تماس گرفت که پس از نواخته شدن چند بوق صدایی گوش نواز که من همانجا صاحب آن صدا را فردی سبیل کلفت تصور کردم جواب داد.

پس از لحظاتی حالات چهره دوست ما دچار دگرگونی شدیدی شد و گوشی را به دست بنده داد. مرد مهربان پشت خط دلیل شوک وارده به دوست من را اعلام نرخ تخلیه فاضلاب بیان کرد. من هم همان عبارت معروف آگهی یعنی"تخلیه فاضلاب رایگان" را یادآور شدم که مرد پس از تحویل نیشخندی به من گفت:

"مرد حسابی رایگان نام خانوادگی من است.مگر در این زمانه کسی را پیدا می کنی که کاری را رایگان و صرفا به خاطر نوع دوستی انجام دهد؟؟؟"

من هم پس از اندکی تامل به صحت حرفهای ایشان پی بردم و ....

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود...

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود        وقتی میان عقل و دلم جنگ می شود

وقتی به حرف دلم گوش می کنم        دنیا به پیش چشم ترم سنگ می شود

گاهی دلم برای تو هم تنگ می شود        وقتی خمارم و هوس بنگ می شود

وقتی زدم مواد تو را من بر این بدن        پاندا به پیش چشم ترم رنگ می شود

از این همه چرند که گفتم در این مجال        مغز تو منگ و مغز خودم هنگ می شود

گر تو به من ندهی فحش ای عزیز 

مسرور گشته ساز دلم چنگ می شود